محمد رضا واليزاده معجزى
259
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
حاج ميرزا محسن خان مظفر الملك هم به پيروى از رسم خانوادگى به تبعيت از افكار و تمايلات پدرش حاج ملاباشى به كسوت روحانيت درآمد و پدر وى را براى تحصيل به عتبات عاليات فرستاد و او در كمال علاقمندى و جديت در محضر اساتيد حوزه علميه نجف كه آن اوقات بزرگترين دانشگاه مذهبى عالم تشيع بود به ادامه تحصيلات پرداخت و به درجه اجتهاد رسيد و به تبريز بازگشت و هنگامى كه پدرش در التزام ركاب ناصر الدين شاه از تبريز به سوى تهران مىرفت ، وى نيز از ملازمين بود و در قزوين كه حاج ملاباشى با كسب اجازه از شاه جدا شد و بهطرف عتبات رفت ، ميرزا محسن خان فرزند خويش را به او سپرد و شاه او را « نديمباشى » لقب داد و همراه خود به پايتخت آورد و از اين پس خانواده مزبور رحل اقامت در تهران افكندند . حاج ميرزا محسن خان از طرفى چون فرزند معلم شاه بود و از طرفى هم به مناسب فضل و كمال خويش و حقى كه پدرش به عهده ناصر الدين شاه داشت ، فوق العاده مورد توجه و محبت شاه بود و از خصيصين و نزديكان درگاه گشت . تا جايى كه گاه نزد شاه از فرزندانش شفاعت مىكرد . كما اينكه ظل السلطان پسر بزرگ ناصر الدين شاه هنگامى كه حكومت مازندران را داشت ، به واسطه تجاوز و تعدى فراوان كه به اموال و اعراض مردم كرده بود شديدا مورد خشم و غضب شاه قرار گرفته و زندانى شده بود . مظفر الملك در مقام شفاعت از او برآمده و با لطايف الحيل از شاه آزادى او را گرفت و بعد هم با وساطت او به فرمانفرمايى ايالت فارس منصوب گرديد . ظل السلطان مظفر الملك را كه تا آن زمان هنوز جامه روحانيت در برداشت ، با خود به فارس برد و چون فتنهاى در جهرم اتفاق افتاد ظل السلطان او را مأمور دفع فساد و اصلاح كار كرد و مظفر الملك آن كار را با لياقت به پايان آورد و دانايى و كاردانى خويش را به اثبات رسانيد و مورد توجه كامل واقع گرديد . تغيير لباس چون ميرزا محسن خان مظفر الملك مراتب لياقت و كفايت خود را در انجام خدمات ديوانى به اثبات رسانيد ، ظل السلطان نامهاى به شاه نوشته و استدعا كرد كه شاه اجازه بدهند مظفر الملك تغيير لباس داده و در سلك حكام مناطق وارد شود . طولى نكشيد كه مظفر الملك لباس روحانيت را از تن خويش بركند و به كسوت ديوانيان درآمد و به دستور اعلىحضرت ناصر الدين شاه در سلك حكام و اعضاى دولت مشغول خدمت